محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

599

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

چشم ديده و با دست لمس كرده‌ايم . هيچ كس به اين مرتبه از دانش نمىرسد ، مگر كسانى كه نشانه‌هاى خدا در آفرينش را درك كرده و نظام و قوانين هستى را به‌درستى شناخته باشند . ( شهادتين ) گواهى به يگانگى خدا و پيامبرى محمد صلّى اللّه عليه و آله . ( تصعدان القول و ترفعان العمل ) اشاره به اين آيه شريفه دارد : « سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود و كار شايسته به آن رفعت مىبخشد . » « 1 » شكى نيست كه شهادتين بهترين سخن هستند و هر عملى بدون داشتن اخلاص ، ناقص است . ( لا يخفّ ميزان توضعان فيه و لا يثقل ميزان ترفعان عنه ) اخلاص كفه ترازوى اعمال را سنگين مىكند ؛ ولى به‌شرطى كه همراه عمل گردد . قرآن در اين باره مىفرمايد : « نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزى را بگوييد و انجام ندهيد . » « 2 » در يك سخن هر يك از عمل و شهادتين ، مكملى براى ديگرى است . ( اوصيكم عباد اللّه بتقوى اللّه الّتي هي الزّاد و بها المعاذ ) تقوا در گوهر خويش به معناى پرهيز از محرمات خداوند است ؛ به‌ويژه پرهيز از آزار دادن مردم و ثمره تقوا ، رهايى و سلامت در دنيا و آخرت است . پيامبران و امامان به پرهيزگارى فراخوانده و آن را به گوش جهانيان رساندند ؛ پس خوشبخت كسى است كه آن را شنيده و فرمان برد . ( إنّ تقوى اللّه حمت أولياء اللّه محارمه و ألزمت قلوبهم مخافته ) هر كس اندكى تقوا در دل داشته باشد ، از محرمات خداوند دست مىكشد و اين در واقع معناى حقيقى تقوا است . ( حتّى أسهرت لياليهم و أظمأت هواجرهم ) ترس از خدا ، لحظه‌اى در شب و روز از آنها جدا

--> ( 1 ) . إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ فاطر / 35 : 10 . ( 2 ) . كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ صف / 61 : 3 .